X
تبلیغات
رایتل
من از تبار غربتم از آرزوهای محال قصه ما تموم شده با یه علامت سوال
چهارشنبه 9 فروردین‌ماه سال 1385
پای تو در میون باشه...

شاهکار بینش پژوه  ترانه سرای محبوب منه .

سعی میکنم از این به بعد بیشتر ازش بنویسم .

پای تو در میون باشه...

 

پای تو در میون باشه ، ماه رو شکارش می کنم

تو دل شبهات می ریزم ، روز و بیدارش می کنم

خورشید اگه نگات کنه ، نور و به زانو می شونم

گندمی شونه هاتو ، با پر قو می پوشونم

پای تو در میون باشه ، کوه  رو خرابش می کنم

قایق درد و غصه رو ، نقش بر آبش می کنم

دردا رو جارو می کنم ، غصه رو پارو می کنم

نباشه اونجور که می خوای ، دنیا را وارو می کنم

دل توی سینه می تپه ، اسم تو وقتی که میاد

از همه دنیا دل من ، غیر تو چیزی نمی خواد

هزار هزار لیلی شهر ، مجنون یک نگاهمن

قطار قطار قلندرا ، ملتمس پناهمن

من که با گوشه نگام ، لیلی رو مجنون می کنم

پای تو باشه نازنین ، جونمو قربون می کنم

من که زمین به زیر پام ، به زیر بار منته

حیرون یک نگاهتم ، که یک کمش غنیمته

 

تقدیم به او که خود می داند...