X
تبلیغات
رایتل
من از تبار غربتم از آرزوهای محال قصه ما تموم شده با یه علامت سوال
چهارشنبه 1 شهریور‌ماه سال 1385
الهی نمیری

یادته برات نوشتم

اگه عاشقم نباشی الهی بمیرری

اگه دوستم نداشته باشی غیر من کسی را داشته باشی

الهی بمیری

بعدش براتع نوشتم

همه رو دروغ نوشتم

خودم بمیرم

اگه تو یه روز خواسته باشی

که منو دوست نداشته باشی

خودم می میرم

برات می میرم(4)

نبینی قهر خدا را

بدیهای روزگار را الهی نمیری(2)

بمونه سایه ات روی سرم

می دونی برات در به درم

الهی نمیری(4)

وقتی تو چشات زل می زنم

با غم نگان فال می زنم

وقتی می بینم دوسم داری

از ته دلم داد می زنم(2)

اگه یه روزی فرشته ها

بخوان تو رو زودتر ببرن

به اونا می گم که از قدیم

ماهی رو با تنگش می برن(4)

الهی نمیری(4)