X
تبلیغات
رایتل
من از تبار غربتم از آرزوهای محال قصه ما تموم شده با یه علامت سوال
شنبه 26 فروردین‌ماه سال 1385
جوک

رشتیه می ره قم سوهان فروشی می زنه اسمش رو می زاره سوهان حاج حسین و پدران

 

***

به یه ترکه میگن محبوبترین تیم فوتبالی که دوست داری چیه ؟؟؟؟؟ میکه قربون جدش آسد میلان

 

***

یه روز یه ترکه میره سینما اسم فیلم هم کلاه قرمزی بود ترکه میره کنار داخل سایه میشینه . فیلم شروع میشه کلاه قرمزی میگه : سلام الاغ عزیز....حالت چطوره . ترکه میگه ای پدر سوخته تو تاریکی هم هستم منو میبینه

 

***

عربه میره امام رضا دعا میکنه یا امام رضا یه تویوتا بهم بده چهار پنج بار این حفو تکرار کرد لره هم از اون طرف می گفت یا امام رضا یه هزارتومانی بهم بده چندین بار تکرار کرد عربه عصبانی میشه مگه ولک این هزارتومان بگیر بزار هواسش به ما باشه

 

***

 

یکروزسیب زمینی باباش میمیره ریش میزاره میشه کیوی

 

***

هر سال موقع قرعه کشی بانک ترکه میرفته مشهد التماس امام رضا میکرده که در قرعه کشی ماشین برنده بیشه اما هیچوقت هیچی برنده نمیشده.دوباره پامیشه میره مشهد التماس تا ازشدت خستگی خوابش میبره.امام رضا میاد به خوابش و میگه بنده خدا اول یه حساب توی بانک باز کن بعد بیا سراغ من

 

***

یه روز یه ترکه یه لیوان خالی اب می زاره بالاسرش که بخوابه .بهش میگن چرا لیوان خالی می زاری بالا سرت . می گه شاید شب پا شدیم و تشنمون نشد .

 

***

یک روز ادمخواره میره تبریز از گشنگی میمیره

 

***

یه اردبیلی میره مکه خانه خدا برگشتنی فامیلاش میپرسن چطور بود میگه واللا هیچ جا خونه خود ادم نمیشه